شرایط ۱۲ گانه ضمن عقد (حق طلاق، حضانت و…) – راهنمای جامع

شرایط 12 گانه ضمن عقد

شرایط ۱۲ گانه ضمن عقد نکاح، مجموعه ای از حقوق و تعهدات اختیاری است که زوجین، به ویژه خانم ها، می توانند در زمان ثبت ازدواج در قباله نکاحیه خود درج کنند. این شروط به زوجین امکان می دهد تا با آگاهی و توافق قبلی، چارچوبی متعادل تر برای زندگی مشترک فراهم آورند و حقوق خود را در طول زندگی و در صورت بروز چالش ها، تضمین کنند.

تصور کنید که در آستانه یکی از مهم ترین تصمیم های زندگی، یعنی ازدواج، قرار گرفته اید. لحظه ای است سرشار از امید و برنامه ریزی برای آینده ای مشترک. اما در کنار تمام شور و اشتیاق، توجه به ابعاد حقوقی این پیمان نیز از اهمیت حیاتی برخوردار است. در فرهنگ و قانون ایران، ازدواج صرفاً یک پیوند عاطفی نیست، بلکه قراردادی حقوقی با تکالیف و حقوق متقابل است. در این میان، شروط ضمن عقد نقش کلیدی در ایجاد توازن و اطمینان خاطر برای هر دو طرف، به خصوص زوجه، ایفا می کند.

قانون مدنی ایران در ماده ۱۱۱۹، به صراحت این امکان را فراهم آورده که زوجین می توانند هر شرطی را که مخالف مقتضای عقد نباشد، ضمن عقد نکاح یا عقد لازم دیگری شرط کنند. این شرایط، ابزاری قدرتمند برای تنظیم روابط زوجین بر اساس توافقات و انتظارات شخصی آن هاست. در دهه های اخیر، با افزایش آگاهی عمومی و اهمیت یافتن برابری حقوقی، دوازده شرط خاص در برگه های چاپی قباله های ازدواج درج شده اند که به «شروط ۱۲ گانه ضمن عقد» شهرت یافته اند. این شروط، به زوجین، به ویژه زوجه، این فرصت را می دهند که در مقابل حق طلاق که به صورت پیش فرض در اختیار مرد است، از پشتوانه های حقوقی محکمی برخوردار شوند.

آشنایی با ماهیت، جزئیات و پیامدهای حقوقی هر یک از این شروط، نه تنها برای زوج های جوان که قصد امضای عقدنامه را دارند، بلکه برای هر فردی که به دنبال درک عمیق تر از حقوق خانواده در ایران است، ضروری است. این آگاهی، به فرد کمک می کند تا با دیدی باز و تصمیمی آگاهانه، وارد زندگی مشترک شود و از حقوق خود و آینده ای باثبات تر اطمینان حاصل کند. در ادامه، هر یک از این دوازده شرط را به تفصیل مورد بررسی قرار خواهیم داد و به نکات کلیدی پیرامون آن ها می پردازیم تا شما نیز مانند یک حقوق دان، از ابعاد مختلف این توافقات آگاه شوید.

بررسی تفصیلی 12 شرط رایج و مهم ضمن عقد نکاح

شرایط ۱۲ گانه ضمن عقد نکاح، که در بسیاری از قباله های ازدواج به صورت چاپی درج شده اند، فرصتی برای زوجین، به ویژه زوجه، فراهم می آورند تا با توافق بر سر آن ها، حقوق و تعهدات خاصی را برای خود تعریف کنند. اعتبار این شروط با امضای زوجین حاصل می شود و عدم امضا به معنای عدم پذیرش آن هاست. البته، زوجین می توانند علاوه بر این شروط چاپی، شرایط دیگری را نیز به صورت دست نویس در عقدنامه اضافه کنند، به شرطی که این شروط با قانون و شرع مغایرتی نداشته باشند. در این بخش، هر یک از این دوازده شرط را به تفصیل بررسی می کنیم:

۱. شرط تنصیف دارایی (انتقال تا نصف دارایی موجود مرد به زن)

این شرط، یکی از مهم ترین و شناخته شده ترین شروط ضمن عقد است که به «شرط تقسیم اموال» نیز معروف است. بر اساس این شرط، زوج متعهد می شود که در صورت وقوع طلاق به درخواست او، در صورتی که زن مرتکب سوءرفتار یا تخلفی نباشد که موجب طلاق شده باشد، تا نصف دارایی که زوج در دوران زندگی مشترک به دست آورده است، به زوجه منتقل کند. این شرط پشتوانه ای مالی برای زوجه در صورت جدایی فراهم می آورد.

  • مفهوم «تا نصف دارایی»: به این معناست که دادگاه می تواند با توجه به میزان دارایی کسب شده و شرایط پرونده، تا حداکثر نصف آن را به زوجه اختصاص دهد، نه لزوماً نصف کامل.
  • شرایط تحقق: این شرط تنها در صورتی فعال می شود که طلاق به درخواست مرد باشد و زن نیز در وقوع طلاق مقصر شناخته نشود.
  • اهمیت: این شرط، حمایت مالی قابل توجهی برای زن پس از طلاق، به خصوص زنانی که سال ها از عمر خود را صرف زندگی مشترک و تربیت فرزندان کرده اند، ایجاد می کند.

۲. شرط وکالت مطلق و بلاعزل زوجه در طلاق

این شرط، به زوجه این امکان را می دهد که در موارد مشخص یا به صورت مطلق، از جانب زوج برای طلاق خود اقدام کند. این وکالت، حق طلاق مرد را از او سلب نمی کند، بلکه به زن نیز اختیار می دهد تا در شرایطی که توافق شده، برای جدایی اقدام کند. با امضای این شرط، زن وکیل بلاعزل مرد برای اجرای طلاق خود می شود.

  • تفاوت با حق طلاق مطلق: حق طلاق کماکان با مرد است، اما زن نیز می تواند با استفاده از این وکالت، خود را مطلقه کند.
  • نحوه اعطا و اعمال: این وکالت می تواند به صورت مطلق و بدون قید و شرط، یا مشروط به وقوع رویدادهای خاصی (مانند ترک زندگی توسط مرد) باشد.
  • اهمیت: این شرط، یکی از قدرتمندترین ابزارها برای توانمندسازی زن در زمینه خاتمه دادن به زندگی مشترک و جلوگیری از سوءاستفاده های احتمالی از حق طلاق مرد است.

۳. شرط حق تعیین مسکن و محل اقامت برای زوجه

به طور پیش فرض، بر اساس ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی، حق تعیین مسکن با مرد است. اما با درج این شرط، زوجه این حق را پیدا می کند که مکان زندگی مشترک را به انتخاب خود تعیین کند. این شرط برای زنانی که به دلایلی مانند شغل، تحصیل یا نزدیکی به خانواده، نیاز به انعطاف پذیری در انتخاب محل زندگی دارند، بسیار مهم است.

  • مبنای قانونی: با درج این شرط، توافق زوجین بر این موضوع، جایگزین حکم پیش فرض قانون می شود.
  • اهمیت: این حق به زن استقلال بیشتری در زندگی مشترک می بخشد و می تواند در حفظ آرامش و ثبات زندگی او موثر باشد.

۴. شرط حق خروج از کشور برای زوجه (بدون نیاز به اذن زوج)

بر اساس قانون، خروج زن از کشور نیازمند اجازه کتبی شوهر است. این شرط به زوجه این اختیار را می دهد که بدون نیاز به کسب اجازه از زوج، هر زمان که بخواهد از کشور خارج شود. این موضوع برای زنانی که شغلشان مستلزم سفرهای خارجی است، دانشجویانی که قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور دارند، یا برای دیدار خانواده در خارج از کشور، حیاتی است.

  • نحوه نگارش: باید به صراحت و روشنی ذکر شود که زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا برای خروج از کشور و اخذ یا تمدید گذرنامه خود اقدام نماید.
  • اهمیت: این شرط، آزادی و استقلال عمل زوجه را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد.

۵. شرط حق اشتغال به کار برای زوجه

گرچه زن برای انتخاب شغل خود آزاد است، اما مرد می تواند در صورتی که شغل زن منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود یا زن باشد، مانع او شود (ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی). با درج این شرط، زوج به زوجه اجازه می دهد که به هر شغلی که مایل است، اشتغال یابد و از حق منع او صرف نظر می کند. این شرط برای زنانی که به دنبال استقلال مالی و فعالیت اجتماعی هستند، ضروری است.

  • محدودیت ها: حتی با وجود این شرط، شغل نباید به طور واضح و آشکار با حیثیت خانواده منافات داشته باشد، اما حدود آن بسیار گسترده تر از قبل می شود.
  • اهمیت: این شرط، تضمین کننده آزادی شغلی زن است و به او امکان می دهد تا بدون نگرانی از مخالفت همسر، در جامعه فعالیت کند.

۶. شرط حق ادامه تحصیل برای زوجه

گرچه قانون مدنی صراحتاً حق تحصیل را منوط به اجازه شوهر نکرده است، اما در برخی مواقع ممکن است زوج به بهانه هایی مانند منافات با مصالح خانوادگی مانع تحصیل زوجه شود. با این شرط، زوج متعهد می شود که مانع ادامه تحصیل زوجه نشود و حتی در صورت لزوم، شرایط لازم را برای او فراهم آورد. این شرط برای زنانی که برای رشد علمی و فرهنگی خود اهمیت قائل اند، بسیار با ارزش است.

  • اهمیت: این شرط، تضمین کننده حقوق آموزشی زن و مسیر رشد فردی او در طول زندگی مشترک است.

۷. شرط حضانت فرزندان با زوجه در صورت طلاق

بر اساس قوانین عمومی حضانت، پس از طلاق، حضانت فرزند تا ۷ سالگی با مادر و پس از آن تا بلوغ با پدر است (با تفاوت هایی در مورد دختر و پسر). اما با درج این شرط، زوجین می توانند توافق کنند که در صورت وقوع طلاق، حضانت فرزندان به طور کامل یا تا سن معینی با زوجه باشد. این شرط آرامش فکری بسیاری برای مادران فراهم می کند.

  • چگونگی تضمین: این شرط باید به دقت تنظیم شود تا از نظر حقوقی قابل اجرا باشد و از حمایت قانونی برخوردار شود.
  • اهمیت: حفظ ارتباط نزدیک مادر و فرزند، به خصوص در سال های اولیه زندگی، از اهمیت روانشناختی بالایی برخوردار است.

۸. شرط وکالت در طلاق در صورت عدم پرداخت نفقه برای مدت مشخص توسط زوج

یکی از مهم ترین وظایف مرد در زندگی مشترک، پرداخت نفقه است. در صورت عدم پرداخت نفقه، زن می تواند از طریق دادگاه اقدام کند. با این شرط، اگر مرد برای مدت مشخصی (مثلاً ۶ ماه) نفقه همسر خود را پرداخت نکند، زوجه می تواند با استناد به این شرط و وکالتی که از زوج گرفته، برای طلاق خود اقدام کند. این شرط به عنوان یک ضمانت اجرایی قوی برای الزام مرد به پرداخت نفقه عمل می کند.

  • شرایط فعال شدن: عدم پرداخت نفقه باید از طریق مراجع قانونی اثبات شود.
  • اهمیت: این شرط، پشتوانه مالی زن را در زندگی مشترک تقویت کرده و راهی برای خروج از شرایط دشوار مالی فراهم می آورد.

۹. شرط وکالت در طلاق در صورت سوء معاشرت یا ترک زندگی خانوادگی توسط زوج

این شرط به زوجه اجازه می دهد تا در صورت سوء معاشرت زوج (مانند ضرب و شتم، اعتیاد، رفتار نامناسب) یا ترک زندگی خانوادگی (بیش از مدت معین، مثلاً ۶ ماه)، برای طلاق خود اقدام کند. اثبات این موارد نیازمند ارائه مدارک و شواهد کافی به دادگاه است.

  • مفهوم سوء معاشرت: شامل هرگونه رفتاری است که ادامه زندگی مشترک را برای زن غیرقابل تحمل کند.
  • اهمیت: این شرط، راهی برای زن فراهم می کند تا از یک زندگی مشترک آسیب زا و غیرقابل تحمل رهایی یابد.

۱۰. شرط وکالت در طلاق در صورت ابتلا به جنون یا امراض صعب العلاج زوج

در صورتی که زوج به جنون یا امراض صعب العلاج که ادامه زندگی مشترک را برای زوجه دشوار یا غیرممکن می کند، مبتلا شود، این شرط به زوجه وکالت می دهد تا برای طلاق خود اقدام کند. تشخیص و اثبات این بیماری ها معمولاً توسط پزشکی قانونی صورت می گیرد.

  • لوازم اثبات: گواهی پزشکی قانونی و بررسی دقیق توسط مراجع قضایی.
  • اهمیت: این شرط، در شرایط بسیار خاص و دشوار، برای زن امکان خروج از زندگی ای که دیگر قابل ادامه نیست، فراهم می آورد.

۱۱. شرط وکالت در طلاق در صورت محکومیت قطعی زوج به حبس برای مدت مشخص

اگر زوج به حبس قطعی برای مدت مشخصی (معمولاً ۵ سال یا بیشتر) محکوم شود، زوجه با استفاده از این شرط می تواند برای طلاق خود اقدام کند. این موضوع می تواند به دلیل غیبت طولانی مدت زوج و تأثیرات منفی آن بر زندگی خانوادگی باشد.

  • تعیین مدت حبس: مدت زمان حبس باید در شرط مشخص شود.
  • اهمیت: این شرط به زن کمک می کند تا در شرایطی که حضور و حمایت همسرش از او سلب شده، برای آینده خود و فرزندانش تصمیم گیری کند.

۱۲. شرط عدم ازدواج مجدد زوج بدون اجازه کتبی زوجه

بر اساس قانون، مرد می تواند بدون اجازه همسر اول خود، ازدواج مجدد کند (با شرایطی که در قانون حمایت خانواده آمده است). اما با این شرط، زوج متعهد می شود که بدون کسب اجازه کتبی از زوجه، ازدواج مجدد نکند. نقض این شرط، حق طلاق برای زن را ایجاد می کند (ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده، با این توضیح که ازدواج مجدد مرد بدون رضایت همسر، برای زن حق طلاق ایجاد می کند).

  • پیامدهای نقض: در صورت نقض این شرط، زوجه می تواند با مراجعه به دادگاه، درخواست طلاق نماید.
  • اهمیت: این شرط، به زن اطمینان خاطر بیشتری در خصوص تعهد همسر به تک همسری می دهد و او را در جایگاه قوی تری قرار می دهد.

نکات کلیدی و الزامی در خصوص شروط ضمن عقد

با وجود اینکه شروط ۱۲ گانه ضمن عقد، امکانات حقوقی مهمی را برای زوجین، به ویژه خانم ها فراهم می کنند، اما لازم است که هنگام تصمیم گیری و درج آن ها، به نکات کلیدی و حیاتی توجه ویژه ای شود. عدم توجه به این موارد می تواند شروط را بی اثر کرده یا مشکلات حقوقی جدیدی ایجاد کند.

نحوه درج شروط: چاپی، دست نویس و محضری

شروط ضمن عقد می توانند به سه صورت اصلی در عقدنامه درج شوند که هر کدام اعتبار و ملاحظات خاص خود را دارند:

  1. شروط چاپی: این دوازده شرط، به صورت پیش فرض در بسیاری از قباله های ازدواج چاپ شده اند. با امضای زوجین در محل مربوطه، این شروط اعتبار حقوقی پیدا می کنند. عدم امضا به معنای عدم پذیرش آن هاست.
  2. شروط دست نویس: زوجین می توانند علاوه بر شروط چاپی، هر شرط دیگری را که مخالف مقتضای عقد نباشد، به صورت دست نویس در قسمت ملاحظات یا توضیحات عقدنامه اضافه کنند. مهم است که این شروط با خط خوانا و به وضوح نوشته شوند و به امضای هر دو زوج و شهود برسند تا از اعتبار کافی برخوردار باشند.
  3. شروط محضری (سند جداگانه): در مواردی که شروط بسیار پیچیده یا تعداد آن ها زیاد است، یا زوجین تمایل دارند شروط از اعتبار محکم تری برخوردار باشند، می توانند یک سند جداگانه حاوی شروط را در دفاتر اسناد رسمی تنظیم کنند. این سند می تواند به صورت یک وکالت نامه بلاعزل برای زوجه تنظیم شود و به مراتب از استحکام حقوقی بالاتری برخوردار است.

لزوم مشاوره حقوقی پیش از امضا

امضای سند ازدواج و شروط ضمن آن، تبعات حقوقی طولانی مدتی دارد. بنابراین، مشورت با یک وکیل متخصص حقوق خانواده پیش از هرگونه تصمیم گیری، کاملاً ضروری است. یک مشاور حقوقی می تواند:

آگاهی از ابعاد حقوقی شروط ضمن عقد، به زوجین امکان می دهد تا با دیدی باز و تصمیمی آگاهانه، وارد زندگی مشترک شوند و از حقوق خود و آینده ای باثبات تر اطمینان حاصل کنند. مشورت با وکیل متخصص، این فرآیند را تسهیل و تضمین می کند.

  • شروط را با زبان ساده و قابل فهم توضیح دهد.
  • مزایا و معایب هر شرط را با توجه به شرایط خاص زوجین تحلیل کند.
  • اطمینان حاصل کند که شروط انتخابی از نظر قانونی صحیح و قابل اجرا هستند.
  • در صورت نیاز به درج شروط دست نویس، متن دقیق و حقوقی آن ها را تنظیم کند تا از هرگونه ابهام جلوگیری شود.

شروط صحیح و باطل

هر شرطی که ضمن عقد نکاح درج می شود، باید از نظر قانونی صحیح و قابل اجرا باشد. شروط باطل، آن هایی هستند که:

  • با مقتضای ذات عقد نکاح منافات داشته باشند (مانند شرط عدم رابطه زناشویی یا شرط عدم توارث).
  • مخالف قوانین آمره و نظم عمومی باشند (مانند شرط سلب حضانت از پدر به صورت مطلق و بدون قید و شرط قانونی).
  • غیرمقدور باشند (مانند شرطی که انجام آن به طور طبیعی امکان پذیر نیست).
  • جهل به آن ها موجب جهل به عوضین شود (به ندرت در عقد نکاح پیش می آید).

یک وکیل متخصص می تواند از درج شروط باطل و بی اثر در عقدنامه جلوگیری کند.

شفافیت و صراحت در نگارش

یکی از دلایل اصلی بروز اختلافات در آینده، ابهام در نگارش شروط است. هر شرط باید به قدری واضح و صریح بیان شود که جای هیچگونه تفسیر دوگانه یا سوءتفاهمی باقی نماند. از به کارگیری واژگان کلی و مبهم پرهیز کنید. به عنوان مثال، به جای زن می تواند در صورت مشکل، طلاق بگیرد، باید مشخص شود که در صورت وقوع هر یک از موارد زیر، زوجه وکیل بلاعزل زوج است در طلاق خود….

امکان افزودن شروط دیگر

این تصور که زوجین تنها مجاز به انتخاب از میان ۱۲ شرط چاپی هستند، اشتباه است. ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی به زوجین اجازه می دهد که هر شرطی را که مشروع و مقدور باشد، ضمن عقد اضافه کنند. این شروط می تواند شامل موارد مالی، تحصیلی، شغلی، محل زندگی و حتی تعیین حق طلاق در شرایط خاص دیگر باشد. این انعطاف پذیری، امکان شخصی سازی کامل عقدنامه را فراهم می آورد.

قابلیت اجرا

صرف درج یک شرط در عقدنامه، به معنای قابلیت اجرای قطعی آن نیست. عوامل مختلفی می توانند بر قابلیت اجرای یک شرط تأثیر بگذارند، از جمله:

  • مخالف نبودن با شرع و قانون: شرطی که خلاف شرع یا قوانین آمره باشد، حتی با امضای طرفین نیز باطل است.
  • وضوح و صراحت: همانطور که گفته شد، ابهام در نگارش می تواند اجرای شرط را با مشکل مواجه کند.
  • اثبات شرایط: برخی شروط (مانند سوء معاشرت یا عدم پرداخت نفقه) نیازمند اثبات در دادگاه هستند.

تفاوت شروط ضمن عقد با سایر مفاهیم حقوقی ازدواج

درک صحیح شروط ضمن عقد، مستلزم تمایز آن از دیگر مفاهیم حقوقی رایج در ازدواج است که هر کدام ماهیت و کاربرد متفاوتی دارند. این مفاهیم، گرچه همگی در چارچوب پیوند زناشویی قرار می گیرند، اما از نظر حقوقی کاملاً مجزا عمل می کنند.

تفاوت با مهریه (ماهیت مالی)

مهریه، مالی است که مرد در هنگام عقد نکاح، به زن می بخشد و ملک زن می شود. مهریه از لحظه عقد، حق زن است و می تواند هر زمان آن را مطالبه کند. این حق، بدون هیچ شرطی بر عهده مرد است و قابل اسقاط نیست مگر با رضایت زن.

ویژگی شروط ضمن عقد مهریه
ماهیت توافقات اختیاری، حقوق و تکالیف مشروط تعهد مالی قطعی و غیرمشروط مرد به زن
زمان تعلق مشروط به وقوع یا عدم وقوع رویدادی در آینده با انعقاد عقد نکاح
هدف اصلی تعدیل روابط، تضمین حقوق (غالباً غیرمالی یا مالی مشروط) پشتوانه مالی زن، نشانه ای از تعهد مرد

شروط ضمن عقد، برعکس مهریه، غالباً مشروط به وقوع رویدادهای خاصی در طول زندگی مشترک هستند (مانند شرط تنصیف اموال که مشروط به طلاق به درخواست مرد است) و ماهیت آن ها می تواند غیرمالی (مانند حق تحصیل) یا مالی مشروط باشد.

تفاوت با نفقه (تعهد مالی مستمر)

نفقه، عبارت است از کلیه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم (در صورت عادت یا احتیاج). این تعهد، مستمر و جاری است و مرد موظف است در طول زندگی مشترک، در صورت تمکین زن، نفقه او را بپردازد. نفقه، حق قانونی زن است و برای استمرار زندگی مشترک ضروری است.

شروط ضمن عقد اما، تعهدات مالی مستمر و روزمره نیستند. آن ها توافقات خاصی هستند که ممکن است در شرایط ویژه (مثل طلاق) یا برای تنظیم حقوقی خاص (مثل حق اشتغال) فعال شوند. شرط وکالت در طلاق به دلیل عدم پرداخت نفقه، یک نمونه از شروط ضمن عقد است که با نفقه مرتبط است، اما خود آن نفقه نیست، بلکه ضمانت اجرایی برای دریافت آن است.

تفاوت با جهیزیه (مالکیت و استرداد)

جهیزیه، اموالی است که معمولاً زن یا خانواده اش به منزل مشترک می آورد. جهیزیه مالکیت زن است و مرد صرفاً حق استفاده از آن را دارد. در صورت طلاق یا فوت، زن یا ورثه او می توانند جهیزیه را مسترد کنند. تنظیم سیاهه جهیزیه برای اثبات مالکیت زن بر آن ضروری است.

شروط ضمن عقد، هیچ ارتباط مستقیمی با مالکیت یا استرداد جهیزیه ندارند. آن ها به تنظیم روابط و حقوق زوجین در طول زندگی مشترک و پس از آن می پردازند و ماهیت آن ها با مالکیت شخصی بر اموال متفاوت است. گرچه ممکن است در شروط ضمن عقد، به تقسیم اموالی که در طول زندگی مشترک کسب شده، اشاره شود (شرط تنصیف)، اما این موضوع ارتباطی با جهیزیه (که قبل از زندگی مشترک یا ابتدای آن توسط زن آورده شده) ندارد.

نتیجه گیری

در نهایت، آگاهی از «شرایط 12 گانه ضمن عقد» و سایر شروطی که می توانند در عقدنامه نکاح درج شوند، نه تنها یک امتیاز، بلکه یک ضرورت برای هر زوجی است که قدم در راه زندگی مشترک می گذارد. این شروط، فراتر از یک تعهد صرف، به مثابه نقشه راهی عمل می کنند که می تواند در فراز و نشیب های زندگی زناشویی، مسیر را روشن تر و ایمن تر سازد.

تصمیم گیری آگاهانه و مسئولانه در خصوص پذیرش یا افزودن این شروط، بنیان محکمی برای یک زندگی مشترک پایدار و عادلانه فراهم می آورد. این رویکرد، به هر دو طرف، به ویژه زوجه، امکان می دهد تا با دیدی بازتر و اطمینان خاطری بیشتر، از حقوق خود در برابر چالش های احتمالی آینده محافظت کنند. از حق تعیین مسکن و شغل گرفته تا وکالت در طلاق در شرایط اضطراری، هر یک از این شروط می تواند ابزاری برای حفظ کرامت و استقلال فردی در چارچوب خانواده باشد.

بنابراین، پیش از امضای قباله ازدواج، به خود فرصت دهید تا با دقت و حوصله، تمامی جوانب این دوازده شرط و همچنین امکان افزودن شروط دیگر را بررسی کنید. مشورت با وکیلان و مشاوران حقوقی متخصص در این زمینه، نه تنها به شما کمک می کند تا تصمیماتی مبتنی بر آگاهی کامل بگیرید، بلکه اطمینان می بخشد که شروط انتخابی شما از نظر حقوقی معتبر و قابل اجرا خواهند بود. به یاد داشته باشید که انتخاب های شما در ابتدای راه، می تواند تأثیر عمیقی بر کیفیت و پایداری سالیان متمادی زندگی مشترک شما داشته باشد. با تکیه بر دانش و درایت، آینده ای روشن تر و مطمئن تر را برای خود و شریک زندگی تان رقم بزنید.